دیشب خونه
یلدا بودم جاتون خالی نشسته بودیم عرق می خوردیم
چن تا از بچه های دیگه هم بودن خیلی خوش گذشت تا خرخره
عرق خوردم
مستو پاتیل شب برگشتم خونه
صبح که ازخواب بیدار شدم هنوز مست بودم تشنه ی تشنه رفتم سریخچال
یه شیشه آب معدنی ازتویخچال برداشتم گذاشتم لب دهنم ریختم ته حلقم
دیدم دارم می سوزم نگو بابا جای آب توش عرق ریخته بود
منم هرچی دیشب خورده بودم وبالا نیوروده بودم آوردم بالا
جاتون خالی