کاش همه اينو می فهميدن
اين جملات روي سنگ قبر يک کشيش انگليسي در کليساي "وست مينستر" ،نوشته شده :
« جوان و آزاد که بودم، تصوراتم هيچ محدوديتي نداشت و در خيال خودم مي خواستم که دنيا را تغيير بدهم !....
پيرتر و عاقلتر که شدم فهميدم که دنيا تغيير نمي کند، بنابراين توقعم را کم کردم و به عوض کردن کشورم قناعت کردم....
ولي کشورم هم نمي خواست عوض شود !...
به ميانسالي که رسيدم آخرين تواناييهايم را به کار گرفتم که فقط خانواده ام را عوض کنم ....
ولي پناه بر خدا, آنها هم نمي خواستند
عوض شوند ! .....
و اينک که در بستر مرگ آرميده ام ,ناگهان در يافته ام که :
" اگر فقط خودم را عوض مي کردم ،خانواده ام هم عوض مي شد و با پشتگرمي آنها مي توانستم کشورم را هم عوض کنم …. که مي داند؟... شايد مي توانستم دنيا را هم عوض کنم ! ".… اما اينک هيچکدام عوض نشده اند
« جوان و آزاد که بودم، تصوراتم هيچ محدوديتي نداشت و در خيال خودم مي خواستم که دنيا را تغيير بدهم !....
پيرتر و عاقلتر که شدم فهميدم که دنيا تغيير نمي کند، بنابراين توقعم را کم کردم و به عوض کردن کشورم قناعت کردم....
ولي کشورم هم نمي خواست عوض شود !...
به ميانسالي که رسيدم آخرين تواناييهايم را به کار گرفتم که فقط خانواده ام را عوض کنم ....
ولي پناه بر خدا, آنها هم نمي خواستند
عوض شوند ! .....
و اينک که در بستر مرگ آرميده ام ,ناگهان در يافته ام که :
" اگر فقط خودم را عوض مي کردم ،خانواده ام هم عوض مي شد و با پشتگرمي آنها مي توانستم کشورم را هم عوض کنم …. که مي داند؟... شايد مي توانستم دنيا را هم عوض کنم ! ".… اما اينک هيچکدام عوض نشده اند
